قهرمان ميرزا عين السلطنه

7026

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

جمهورى سه‌ماهه خدا بركت بدهد به ايرانى ، « اين طفل يك‌شبه ره صد ساله مىرود » . ما شاء اللّه اين است آدم فوق العادهء جمهورى كه سى سال مقدمه لازم دارد و حتما بايد با دست اقلا دو هزار ديپلمهء دار الفنون اجرا شود . ملت ايران با دست چند نفر بين النهرينى و . . . ( 1 ) در عرض سه ماهه آن را ساخت . جمهورى سه ماهه ديگر بهتر از اين نمىشه . تمامى اهالى شهرهاى معظم ايران مانند دزداب ، ده ملا ، شفارود ، قصر ، قروه ، خمين و سقز با اطلاعات عميق جدا طرفدار جمهورى شدند ( اما به اين شلى هم نبود كه آقا مرقوم مىدارد . خداوند و امام عصر كمك كرد ، آن را نهضت شصت هزار نفرى و اجماع علما برهم زد ) . اما چرا جمهورى صورت نگرفت ( به قلم درشت ) . همدان يك مردى بود يك مشت گل برمىداشت و به شكل گربه مىساخت و مىگذاشت برابر آفتاب خشك مىشد و مىفروخت و اين كار را در يك ساعت انجام مىداد . يك روز از او پرسيدم كه چرا اين گربه‌هاى تو نه صدا مىكنند و نه راه مىروند . جواب گفت گربه‌اى كه با يك مشت گل در يك ساعت ساخته بشود البته نه صدا خواهد داشت و نه راه خواهد رفت . همچنين اين جمله را مىتوان در مقابل سؤال چرا جمهورى در ايران صورت نگرفت استعمال كرد ، يعنى بايد گفت جمهورى سه‌ماهه آن‌هم برحسب تقاضاى عموم گوسفندچرانهاى سقز البته با يك هايهوى از ميان خواهد رفت . جمهورى سه‌ماهه البته بهتر از اين نخواهد بود . من پس از آن‌كه در روزنامهء « شفق » تلگرافات تهديدآميز را قرائت كردم خدا مىداند چقدر عصبانى شدم و چه سينمائى از ملوك الطوايفى شدن ايران و بالاخره زوال اين مملكت از نظرم گذشت . يك كاغذى به آقاى دشتى نوشتم كه بطور اختصار مضمون آن اين بود . افسوس مىخورم از اين‌كه براى جمهورى سه‌ماهه كه خلاف عقل است انسان از دوستان سه ساله صرف‌نظر كند ، و گرنه خيلى چيزهاى گفتنى و نوشتنى دارم از اظهار آن خوددارى مىنمايم . غرضم اين است از قرارى كه شنيدم آقاى دشتى هم پس از مطالعهء آن مكتوب سه‌ماهه بودن جمهورى را تصديق نموده بودند . بارى اين جمهورى كه سه‌ماهه خودمانى بود اگر يك عدهء خيلى كمى از آزاديخواهان از اين جمهورى هوادارى كردند براى اين بود كه نمىفهميدند كه اين جمهورى جمهورى نيست . ولى قسمت اعظم از آزاديخواهان خصوصا آن عده كه از سايرين هوشيارتر بودند فورى فهميدند كه اين جمهورى قلابى است و به‌شدت از آن [ اظهار ] نفرت كردند و يقين دارم رفته رفته سايرين هم خواهند فهميد كه گول خوردند .